چند وقتی ست که صحبت از ازدیاد جمعیت در کشورمان میشود. بزرگان جامعه در سیاست کلان این مقوله را متفکرانه باور دارند، پس حتمأ چیزی هست که برای من قابل درک نیست. اما من بچه دار شدن را بر اساس سیاست کلان جامعه نمیبینم و بیشتر برایم مسئله ای شخصی مطرح است. با این همه مقدمه، دلم میخواهد دلایلم را بنویسم شاید شما باور کنید که بچه دار شدن خوب است یا بد.
چون پدیده ای بنام بچه بسیار پیچیده است لذا نمیتوان دقیقأ به صورت تفکیک شده مزایا و معایب را برشمرد. به همین دلیل شرایطی که برای اغلب خانوادهها بروز میکند را به صورت تدریجی از تولد کودک تا مرگ خودتان مینویسم. مزیت یا معایب از شما...
- نگویند اجاقتان کور است!
- 9 ماه بارداری با انواع دردسرهایی عاشقانه را طی میکنید. انتظار آمدن موجودی جدید آن هم دست ساز خودتان درحالیکه نمیدانید چه شده است سورپرایز جالبی است.
- در دوران بارداری بتوانید به انواع تفریحات برسید. اوغ زدن و ویار از مسائلی است که زن و شوهر میتوانند از آن به بهترین وجه استفاده کنند!
- در دوران بارداری میتوانید با همسر خود بر روی اسم دلخواهتان به توافق برسید البته سعی کنید از دیگران در این مسئله نظرخواهی نکنید... که بعد در قبال اسمی که میگذارید باید جوابگو باشید!
- زردی بدو تولد موردی نیست که کودکان ایرانی بی نصیب باشند.
- با بسیاری از مسائل مالی بزرگ کردن کودک آشنا میشوید. چیزی که شنیدن آن چندان اثربخش نیست.
- بیماریهای مادرزادی در هر زمانی میتواند بروز کند. بدو تولد یا 30 سالگی، فرقی ندارد.
- مادر چند صباحی شیر بدهد که سرطان سینه در وی کاهش یابد.(اینو توی کتابها نوشتند)
- پدر از سرکار که میآید زنگوله برایش به صدا در آید.
- حرف بزند تا برایش ذوق کنید.
- گاه گداری به خاطر تب و درد ناشی از واکسیناسیون تا صبح بیدار باشید. البته بهتر است هرکسی که صبح قرار است سر کار برود در اتاقی دیگر بخواند تا مزاحمتی برایش اتفاق نیفتد. اگر زن و شوهر هر دو باید سرکار بروند، تقسیم شب، کار منطقی و اجباری است.
- نیاز به نگهداری سگ یا گربه نداشته باشید و وقت آزاد و غیر آزاد خود را وقف آموزش به پاره تن خود بکنید.
- اطلاعات عمومی شما نسبت به بیماریهای کودکان بالا میرود و درک میکنید که پدر و مادر شما برای مریضیهای شما چه کشیدهاند.
- پدربزرگ و مادربزرگهایش با آن بازی کرده و حال آن را ببرند زمانی که مریض نیست، نق نق نمیکند، گرسنه نیست، خوابش نمیآید، درد کولیکی بعد از غذا سراغش نیامده و ...
- شب به دوستان و همسایهها خاطرنشان کنید که شما هم در خانه دردسرهایی دارید.
- کسی را دارید که میتوانید بابا یا مامان آن موجود خود را خطاب کنید.
- تمام هم و غمتان این باشد که در مدرسه خوب درس بخواند تا با نمرات بالا قبول گردد.
- شبهای امتحان خوابتان نبرد.
- مواظب ارتباطات او با دوستانش باشید... فرقی ندارد دختر باشد یا پسر، مهم اینست که سنتان برای مادربزرگ/ پدر بزرگ بودن مناسب نیست!
- بعد از کنکور اگر رتبه ای قابل انتخاب رشته آورد، سر شهر و رشته بتوانید از اطلاعات هم استفاده ببرید و تا چند روزی گرم بحث باشید. البته مهم نیست که او به چه چیزی علاقه دارد مهم اینست که شما در گذشته چه میخواسنید که به آن نرسیدهاید! صلاح مملکت بچهها را والدین میدانند!
- برایش نخواهید ماشین بخرید ولیکن از خرجهای دیگر میزنید تا بالاخره میخرید(مهم نیست که راضی باشی یا نباشی، مجبورت میکنند!)
- وقتی که به تلفن منزل نزدیک میشود شما به حال ویبره درمیآیید.
- از 19 سالگی تا زمان ازدواج بسته به جنس و موقعیت دائم در حال انتخاب کاندید مناسب خیالی خود باشید.
- وقتی که ازدواج کرد تا حداقل 2 سال ابتدایی از اینکه مجددأ با او در یک منزل زندگی خود را ادامه میدهید نگران باشید.
- از اینکه چرا دختر یا عروستان حامله نمیشود نگران باشید.
- دائم بتوانید علاوه بر زندگی خود در جایی دیگر هم سرک بکشید.
- در دوران پیری منتظر زنگ آنها باشید ولی خبری نمیشود و شما حداقل بیکار نیستید... انتظار میکشید!
- در دوران خیلی پیری کسی هست که شما را نگه دارد البته اگر مسائل کاری و زندگی شخصیاش بگذارد.... در غیر این صورت باز کسی را دارید که شما را به سرای سالمندان یا بهزیستی بسپارد.
- بعد مرگتان(اگر به روح اعتقاد دارید!) شاهد دعوا بر سر مال و اموالتان باشید. البته هر چقدر هم که به جا بگذارید باز دعوا هست که "برای من کم گذاشت..."
- شب عیدی، سال نویی(زمان دیگه ای به یادم نمیاد!) کسی هست سر خاک تون بیاید. شاید هم کسی باشد که فاتحهای نثار روحتان بکند.
این نوشته را تقدیم میکنم به تمامی مادران و پدرانی که بدون هیچ چشم داشتی صادقانه و تنها با عشق کودکانشان را در آغوش میگیرند.
زنان و مردان بزرگی که باور دارند میتوانند نسل سالمی تحویل جامعه بدهند و ترسی ندارند که کسی ایثارشان را در زیر قلم به فرسایش بگیرد.
همان زنان و مردانی که نه واژه مادر و نه واژه پدر و نه هیچ چیز دیگری جایگیزین محبت بیکرانشان نبوده و نیست.
لبخند و شادیتان را آرزومندم...