آموزش مهمانداران
18 اردیبهشت جام جم ستون مکث
یکشنبه پرواز 276 از ارومیه به تهران در هوائی باران در حال انجام بود. خلبان پرواز در بلندگو اعلام کرد که بدلیل مشکلات جوی اندکی تکان و لرزش در هواپیما ایجاد میگردد ولیکن به مسافران اطمینان داد که همه چیز در کنترل وی بوده و نیازی به نگرانی نیست. پس از چند دقیقه ای که از افتادن هواپیما در چاله های هوائی میگذشت و تکانهای وارده بر هواپیما مسافران را اندکی مضطرب نموده بود یکی از مسافران درخواست کمک از مهمانداران هواپیما کرد. یکی از مهمانداران بر سریعأ خود را به مسافر رسانید و متوجه شد که حال بیمار ناخوش بوده و بسختی تنفس میکند. بیمار از جانبازان جنگی بود و بدلیل شیمیائی بودن مشکل در تنفس داشت. مهماندار سریعأ به انتهای هواپیما رفت تا کپسول اکسیژن بیاورد. جو بدی در بیرون هواپیما و اوضاعی بدتر در داخل هواپیما برقرار بود. در همین حال و هوا دختر جوانی که در ردیف جلوئی نشسته بود متوجه سیاه شدن بیمار شده و سریعأ عملیات احیاء بیمار را شروع کرد. ماساژ قلبی موثر واقع شده بود و تنفس بیمار بهبود یافته بود. نبض بیمار بخوبی لمس میشد. در این لحظه بود که مهماندار با کپسول اکسیژن بر سر بیمار رسید.
با بهتر شدن شرایط بیمار مسافران همگی از دختر جوان تشکر کردند. داستان قشنگی بود اما چقدر میتوانست زشت باشد اگر فرشته نجات در این هواپیما نبود! وقتیکه از مهمانداران سئوال شد که چرا نتوانستند اقدامات اولیه را درست انجام بدهند عنوان کردند که آموزشهای آنها با فواصل طولانی انجام میشود و بدلیل طولانی شدن فواصل کارآیی و توانایی انجام این اقدامات را در شرایط بحرانی از دست میدهند.
احیاء بیماران از جمله مهارتهایی است که در کشور ما بصورت همگانی درنیامده است و تنها به افرادی که بیشتر در معرض بروز این شرایط هستند همچون پزشکان و پرستاران و پرسنل اورژانسها آموزش داده میشوند. این گروه هدف نیز به فواصل چند ماهه برای آموزش و تمرینات لازم فراخوان میشوند. گروه هدف دیگری مورد توجه قرار میگیرند افرادی هستند که در شرایطی هستند که امکان دسترسی به اورژانس پیش بیمارستانی(115) و بیمارستان را ندارند. این گروه شامل آتش نشانها، پرسنل پرواز و کشتیرانی میباشند.
گروه پزشکان و کمک پزشکان بدلیل شغل خود بیش از گروه دیگر در تماس با افراد نیازمند اقدامات احیاء هستند با اینحال کلاسهای بازآموزی و تمرین برای آنها بفواصل منظم و با فاصله زمانی کم انجام میگردد.
آیا جا ندارد برای بازآموزی پرسنل پروازی فکری اندیشیده شود و کلاسها با فواصل کمتر انجام شود؟ آیا بمانند دیگر تمرینات پروازی جا ندارد برروی این نوع از آموزشها دقت و توجه بیشتری صورت بگیرد؟
با این اوصاف و با توجه به میزان حوادث هوائی بالا در کشورمان، این نوع حوادث موردی استرسی فراتر بر این سیستم وارد نمیکند؟ و آیا جا ندارد که اگر شاهد سقوط هواپیما نیستیم شاهد مرگ افرادی بدلیل عدم کارآیی پرسنل پروازی نباشیم که این مورد دیگر ارتباطی با تحریم ندارد؟!