تا حالا شده که برای همراه، مشکل بیمار را با اصطلاحات پزشکی توضیح بدهید؟ این کار زمانی لازم است که همراه هیچ کاری که نمیتواند انجام دهد هیچ، ادعا هم میکند که خیلی عالم و کاردان است؛ باید از تمام اقداماتی که برای بیمار انجام میشود مطلع باشد؛ ضمن آن که دائم در حال چرخیدن در بین دست و پای شماست... خلاصه اینکه باید از شرش خلاص شد!
اگر مشكل بيمار را زبان كاملا تخصصي توضيح بدهيد، با یکی از این موارد روبرو میشوید:
- همراه با حالت تعجب به شما نگاه میکند. در این حال اگر شما با اعتماد تمام و با هیجان برای وی موضوع را شرح بدهید با اینکه چیزی نمیفهمد ولی سر تکان داده و در انتهای سیر کلامی شما، از عاقبت بیمار سوال میکند تا حداقل چیزی فهمیده باشد!
- در مواردی دیده میشود که فرد در میان کلام شما وارد شده و درخواست میکند که برایش این مفاهیم غیر قابل فهم را تجزیه و تحلیل کنید.
- همراه بدون اینکه تغییری در ظاهرش بروز کند تمام صحبتهای شما را گوش میدهد و با تشکر و امتنان از شما دور میشود.
- همراه تصور میکند او را دست انداختهاید و پس از اینکه سرخ و سفید میشود چیزی نمیگوید و دور میشود.
- همراه با سوالی دیگر سمجانه میخواند که چیزی بفهمد. در این حالت میتوانید تمام اصطلاحات را کلمه به کلمه برای او ترجمه کنید! البته اینکار را اگر برای یکی از همکاران پزشک هم انجام بدهید، چیزی متوجه نمیشود؛ حقیقتا چیزی بدتر از استفاده از کلمات تخصصی است.
- عده ای هم هستند که بر حسب اتفاق همکار در آمده و بحث را با شما ادامه میدهند. امیدوارم،اگر از بخت بد، طرف شما همکار بود، حداقل توضیحات داده شده شما خیلی پرت و چرند نباشد!!