به دوستام میگم من توی بیمارستان فیروزآبادی کار میکنم.
میگند: "شهرستان اوضاع خوبه؟!"
میگم:" بابا شهر ری که شهرستان نیست منطقه 20 تهرانه!"
میگند:"باشه!!!! پایین شهر اوضاع خوبه؟"
یکم با خودم فکر میکنم. میگم چرا مردم اینطور فکر میکنند. آخه اینجا که تهرونه، نه شهرستان... بعد به خودم میگم امکانات اینجا هم که چیزی از تهران کم نداره...نه نه ببخشید یه چیزایی داره یادم میاد:
- تا حالا شده برای تشخیص آریتمی و یا ایسکمی قلبی لازم باشه از نوار قلبی مشابه نوارهای قلبی بیمارستان ما استفاده کنید؟


- آره دارم یادم میآید که هیچ وقت چشمانم با دیدن diff نمونه CBC برق نزده. این بیمارستان انگار نه انگار که دارای بخش اطفال و عفونی و داخلی است و خیر سرش لازمه diff هم داشته باشه... شاید از آزمایش خون چیزی عایدمون بشه....از شیفت شب که شروع میشه خبری از کراتینین نیست! باور کنید که اینا مبالغه نیست... عین واقعیته.
- آره دارم یادم میآد که در بیمارستانی دارم کار میکنم که در خیلی از روزها از ساعت 3 تا 6 عصر تنها سونوگرافی داره و در 5 شنبه و جمعه ها که کلا هیچ! آره داره یادم میآد که برای فرستادن بیمار به سی تی اسکن باید چندین برگه پر کرد و بیمار را به یکی از مراکز نزدیک فرستاد. شاید یک یا دوساعتی بیمار از مرکز خارج باشه و تو باید به رحمت خدا پشتت گرم باشه! و به شانس و اقبالت اتکا کنی!
دقت داشته باشید که نقص وسایل پزشکی مسئولیت پزشک رو کم نمیکنه... "خرابه که خراب باشه" تو باید بتوانی تشخیص بدی... مهم نیست که یه خروار مریض عین آوار روی سرت میریزه و تو تک و تنها باید بر اساس حدس و گمان بتونی بفهمی که این بیمار انفارکتوس کرده و یا با آنژین پایدار مسخرت میکنه!
حالا میفهمم که دوستان راست میگفتند... آره اینجا شهرستان شاید هم بدتر کوره شهرستانی ست با مردمی که خواستشون رسیدگی به اونها، اونهم در حد شهر تهرانه. مردم اینجا باور کردند که تهران هستند اما خبر ندارند که شهر ما شمال و جنوبش خیلی از هم دوره. اینجا باران و برف و پیست اسکی را به بالای شهر میدند... عصر جمعه با صدای قهقهه دختر و پسر و ماشینهای مدل بالا و .... اما در پایین شهر ما، آفتاب و خستگی و نداری... اعتیاد و قمه و در آخر جسدی بی کس در سردخونه...
اینجا شهر ما، شمالش از جنوبش یه دنیا فاصله داره....