اورژانس فضایی محدود با ورودی و خروجی بالا، مکانی مناسب برای افرادیست که تمایل به تفریح دارند! میتوان روپوش سفیدی را که دکتر صدا میکنند براحتی با سئوالات و حرکاتمان بمانند اسپند روی آتش مبدل بکنیم و اندکی لذت ببریم! البته متاسفانه بعضی از این روپوش سفیدها به این نوع حرکات آشنا هستند و از کوره در نمیروند ولی مطمئنأ با تکرار چند دستورالعمل بصورت متوالی میتوان اعصاب این نوع از آدمها را هم بهم ریخت!
چند روش موثر که توسط تعدادی از دوستان کشف شده و اثرات آنها براحتی قابل ارزیابی است مطرح میشود. باشد که از روشهای موثرتر که ما نمیدانیم ولی شما امتحان کرده اید آگاه شویم:
1) در حین ویزیت بیمارتان دائم از تشخیصهایی که فکر میکنید درست است صحبت کنید؛ مخصوصأ وقتیکه پزشک تشخیص دیگری مطرح میکند. هر چقدر اطلاعات پزشکیتان ناقصتر است بیشتر میتوانید از این روش کمک بگیرید.
2) پس از اتمام ویزیت و نوشتن شرح کاملی از وضعیت بیمار و داروهای لازم، سریعأ فرم رضایت شخصی را پر کنید و بیمارتان را بجائی دیگر منتقل کنید. این روش مخصوصأ وقتیکه برای بیمار وقت زیادی صرف شده است بسیار مفید است.
3) از پزشک درخواست ارسال آزمایشاتی بکنید که هیچ ربطی به شرایط فعلی بیمار ندارد.
4) قبل از ویزیت بیمار توسط پزشک مسئول بیمارتان، پزشک دیگری را برای ویزیت به بالین بیمار خود بیاورید. اگر تخصص پزشکی که بر بالین بیمار می آورید ارتباطی بامشکل فعلی بیمار نداشته باشد بیشتر کارآمد بوده و حتی میتواند هر 2 را همزمان آشفته کند!
5) آزمایشات سالیان قبل خود! را که هیچ ربطی به بیمارتان که همینک بستری است ، ندارد را در حین ویزیت به دکتر نشان بدهید.
6) با گرفتن یک برگه ویزیت، خود و خانواده محترمتان را برای یک بررسی کامل به اورژانس ببرید. البته اگر مهمان از شهرستان نیز دارید از آنها هم بخواهید که بیایند.
7) در حینی که بیمار بدحالی در اورژانس تحت مراقبت شدید توسط پزشک و پرستاران است و همگی بر بالین بیمار در رفت و شد هستند کیسه ای از داروهای مصرفی بیمارتان را که تا قبل از این به یاد نمی آوردید برای کادر درمانی رونمائی کنید.
8) داروهای تجویز شده توسط پزشکان قبلی را با خود به اورژانس نیاورید و در عوض از پزشک بخواهید تا از روی برگه های کمرنگ و ناخوانای باقیمانده در دفترچه بیمار داروهای بیمارتان را حدس بزند.
9) در حین گذاشتن تب سنج در زیر زبانتان یا در حین سمع ریه و یا قلب شما دائم صحبت کنید. اگر در این موقع بخاطر درد خفیفتان بتوانید جیغ بلندی بزنید به بیراهه نرفته اید.
10) وقتیکه از مشکل فعلیتان سئوال میگردد از حوادث تلخ زندگی که هیچ ربطی به مشکل فعلیتان ندارد صحبت کنید. مثلأ وقتیکه از شروع سردردتان صحبت میکنند از مهریه بالای همسرتان و پافشاری پدر یا مادرزنتان و حتی عدم تمایلتان به همسرتان بدلیل فوق، شکوه کنید! گفتن این جملات مخصوصأ در حضور همسرتان اثراتی دوچندان دارد!
11) وقتیکه از مدارک، عکسها و آزمایشات قبلیتان سئوال میشود هیچوقت این جمله کلیدی را فراموش نکنید: بیخود بودند، ریختیم دور!
12)دائم از شرایط بد اورژانس و عدم رسیدگی شکایت کنید؛ مهم نیست که شرایط حقیقتأ چطور است.
13) اگر پزشک با تاخیر 2 دقیقه ای بر بالین بیمارتان که مشکل حادی ندارد(مثلأ یکماه است که یبوست دارد) حاضر شد؛ هی غر بزنید که یکساعت است اینجائید و هیچکس به هیچکس نیست؛ مریضم اورژانسیه، اگه مُرد چی؟ خرابشه این اورژانس و...
اگر به اصول 13گانه فوق با دقت عمل نموده و بجا استفاده کنید مطمئنأ میتوانید بر اعصاب پولادین هر انسانی تردمیل بروید!