توی اورژانس نوزادی رو معاینه میکردم. زن محجبه ای همراه نوزاد بود که شباهتی به مادر و یا اقوام نوزاد نداشت. پرسید که مشکل نوزاد چی بوده که گفت: " مامور زندانم. پزشک زندان گفته که باید به بیمارستان انتقال داده بشه... یه نامه هم داده."
- این توی زندان چیکار میکنه؟!
- مادرش زندانیه.
- خب باباش چرا نیومده؟!
- اونم زندانه.
- جرمشون چی بوده؟
- هر دو جرم مواد مخدر دارند! پدرش اعدامیه...
- چند تا بچه دارند؟
- این چهارمیه.
حالا میفهمم که چرا اینهمه بچه سر چهارراه و توی مترو و کنار خیابون پرسه میزنند... حالا میفهمم چرا اینهمه جرم و جنایت در سنین پایین زیاد شده... وقتی مادری و پدری بالای سر بچه نباشند عاقبت این بچه ها چی میشه؟!!
راستی چرا باید این زن و مردها اجازه با هم بودن را در طی مدت زندانی بودن پیدا کنند؟ آیا این مشکل رو بدتر نمیکنه؟ عاقبت بچه ای با این شرایط بارداری و این دوران نوزادی چی میشه؟! راهی جز، راه والدینش پیدا میکند؟ پدرش را اعدام میکنند و پسر جانشین پدر میشه؟!
شاید همین قانون بقای جُرم(نه جِرم) باشه....