توی اورژانس شلوغ بود منم یک پام توی اتاق عمل سرپایی و یه پام توی اتاق احیا و خلاصه لحظه‌ای نمیشد وایساد و نفسی گرفت، که دیدم سر و صدای مردی میاد که داره پزشک رو به باد هر چی لیاقت خودش بود گرفته و صداش رو هی بلندتر میکنه. اونقدر شلوغ بازی در آورد که مجبور شدم معاینه بیمار رو ترک کنم و ببینم جریان از چه قراره. رفتم و دیدم که نمیشناسمش! بعد پرس و جو تازه فهمیدم همراه یکی از بیماران به شدت بدحاله که باید برای سی تی اسکن بفرستیمش یه مرکزی دیگه.

پرسیدم چی شده؟ با لهجه شیرین ترکی گفت:"مریض من مرده معلوم نیست دکتر کجاست؟ تازه میخاد این بدبخت رو بفرستند یه جای دیگه! وقتی نمیتونید کاری بکنید در اینجا رو تخته کنید!"

برای ادامه مطلب کلیک کنید.