والا از شما چه پنهون این اپیدمی پَ نَ پَ بدجور سراسری شده.

گفتم منم از قافله عقب نباشم. نشستم و چندتایی پَ نَ پَ اورژانسی پیدا کردم!

منتظر پَ نَ پَ شما دوستان در زمینه مدیکال هستم.

.

.

1 ساعته داریم مریضو احیا می‌کنیم که دیگه می‌بینم فایده ای نداره به پرستار میگم ختمش کنید.

میگه: احیا رو آقای دکتر؟

میگم: پَ نَ پَ، سوره انعام رو سر سفره خانوم جونم!

 

ظرف ادرار به همراه دادم که از بیمار نمونه بگیره.

میگه: برای آزمایش میخاید؟

میگم: پَ نَ پَ، همکارا تشنه بودند گفتم لبی تر کنیم!

 

به همراه میگم برو چند تا گاز بگیر تا مریضت رو پانسمان کنم.

میگه: از داروخانه بگیرم؟

میگم: پَ نَ پَ از لپ اون نگهبانه!

 

به همراه میگم سرم شلوغه، برو گاز بگیر رو بیا.

میگه: گاز استریل؟

میگم: پَ نَ پَ، گاز اشک آور بیا تا مردم رو متفرق کنیم.

 

مریض یه کیسه پلاستکی پر از دارو جلوم گذاشت.

میگم: همه اینا رو میخوری؟!

میگه: پَ نَ پَ آوردم جلوی بیمارستان بساط کنم!

 

بیمار با دست قطع شده اومده اورژانس.

به پرستار میگم: دست مریض رو بذار توی یخ.

میگه: برای پیوند میخاید.

میگم: پَ نَ پَ میخام شب ببرم خونه آبگوشت بار بذارم.

 

وسط احیا به پرستار میگم برو دستگاه شوک رو بیار.

میگه: برای مریض میخاید؟

میگم: پَ نَ پَ، همراها ریختند تو برای دفاع از خودم میخام.