شباهت گیر دادن زنها  و علائم هیستریک در بیماران اورژانسی

مقدمه: بسیاری از مردان در زندگی مجبور یا نامجبور به ازدواج میشوند. پس از طی مراحل آغازین شروع به بروز موجهای خطرناک و سهمگین زندگی میشود که هیچ ربطی به مشکلات اقتصادی و اجتماعی و رفاهی و .... ندارد. این مشکلات گاهی بنام "گیر دادن" شناخته میشوند که  گیر افتادن در این گرداب سهمگین گاهی مردان را تا حد مرگ، فحش و فصیحت به خود، شانس  و بسیاری از اعمال و کردار بد و ناشایست از یک مرد واقعی میرساند که امیدوارم گناه آن بعهده عامل اصلی گذاشته شود، اسم از عامل اصلی نمیبرم مبادا ریا شود!

از طرفی در اورژانس بیمارانی با وصله "هیستریک" دیده میشود که تنها خدا میتواند از کار آنها سر در بیاورد. بیمارانی با نشانه هایی عجیب تر از موجودات مریخی که با هیچ روشی الا روشهای عصر حجری درمان نمیشود؛ البته به شرط آنکه تشخیص درست باشد و گرنه پزشک ناشی با این تشخیص سر از ناکجا آباد در میآورد. مثلا بیمار درد شکم پیدا کرده و تمام بستگان تصور میکنند که جوان 15 ساله آنها دارد با حیات وداع میکند اما فارغ از اینکه عاشق دوچرخه پسرخاله دوستش شده است! البته این مثال بود وگرنه پسرهای 15ساله فعلی دیگه عاشق دوچرخه نمیشوند اینقدر موضوعات به روز دارند که ..... بگذریم. خلاصه اینکه علائم در بیماران هیستریک علائمی مغزی، حسی، حرکتی و یا احشائی با زمینه روانپریشی هستند.

علیرغم اینکه مابین ایندو مقوله شباهتی دیده نمیشود ولیکن این بنده ناچیز با تبحری آنچنانی اینچنین شباهتهایی را مابین این دو یافتم:

-         هر دو دارای بروز ناگهانی و اغلب بدون علت شناخته شده است.

-         برای تشخیص علت لازم است که تعدادی آزمایش بی مورد انجام داد که آخرش هم میفهمی چیزی نبوده است.

-         هر دو مورد در صورت بروز هزینه بردار است.

-         در هر دو مورد نیاز به مراقبت توسط یک نفر دارد که در اولی شوهر و در دومی روانپزشک نقش مراقب را بازی میکند.

-         هر 2 مورد پس از رفع عوارضی ندارد مگر اینکه علتی خطرناک که نادیده گرفته شده در جریان باشد.

-         با مرخص کردن هر کدام بدون گذاشتن وقت و مشقت فکری امکان پیگرد قانونی دارد.

-         هر 2 دارای زمینه روانی هستند.

-         هر 2 میتوانند اطرافیان را روانی کنند.

-         اولی با مرگ شوهر یا تسخیر جیب، وقت و احساسات وی بهبود می یابد و دومی با مرگ خودش یا خالی شدن جیب، اعصاب و وقت بستگان دور و نزدیک پایان می یابد.

-         در مورد اول شوهر و در مورد دوم پزشک به شانس بد خود لعنت می فرستند.