چند روزی مهمان مردم رفسنجان بودم. شهری در نزدیکی کرمان که عمده شهرت خود را مدیون آیت الله رفسنجانی است.

در بدو ورود با روی گشاده راننده‌ای که به سراغ ما آمده بود روبرو شدم و بعدی گذشت چند ساعت متوجه شدم که علت صورت همیشه لبخنددار سردار سازندگی ارثیه‌ای است که با تولد در این شهر به آدمی می‌رسد. از افراد عادی تا کسانی که پست و مقامی داشتند همگی و همگی لبخند فراموششان نمی‌شد. شاید بهتر باشد در ورودی شهر بنویسند:"با لبخند وارد شوید."

این خصیصه حتی در بیماران هم دیده می‌شد. احترام به همدیگر و کادر درمانی نکته مهمی بود که کمتر در اورژانس دیگر شهرهای ایران بالاخص تهران می‌توان دید.

باور من این بود این شهر بواسطه زادگاه این شخص عالی رتبه کشوری وضعیت خوبی داشته باشد. اولین دستگاه ام آر آی در این شهر در زمانی مستقر شد که تنها تهران دارای چنین وسیله مدرن پزشکی بود. اما در کمتر از 1 روز از استقرار در اورژانس بیمارستان علی ابن ابیطالب متوجه مشکلات و نابسامانی شدید در تنها بیمارستان ژنرال این شهر شدم. بیمارستانی که تمامی بیماران قلبی، تصادفی، مسموم و میتوان گفت عمده بیماران شهر را در خود جای میدهد، دارای دستگاه سی تی اسکن درست و حسابی نیست. زمانی که اولین سی تی اسکن را برای بیمار نوشتم و با گرافی دارای آرتیفکت زیاد روبرو شدم متوجه عمق فاجعه شدم. شبی که دستگاه سی تی اسکن خراب بود به من گفتند که برای انجام سی تی اسکن باید بیمار را به کرمان انتقال داد! به عبارتی شهر بجز دستگاه سی تی اسکن این بیمارستان دستگاه دیگری ندارد!!!

با اینکه این بیمارستان پذیرای تمامی بیماران قلبی است ولیکن انجام تست آنزیمی تروپونین در آزمایشگاه آن انجام نمی‌شود چرا که هزینه تست برای آزمایشگاه با توجه به تعرفه‌ها مقدور نیست! برای انجام این آزمایش باید نمونه تحویل همراه بیمار بشود تا در شهر آزمایشگاهی را برای انجام پیدا کند! مشکل زمانی نمود بیشتر پیدا می‌کند که در ساعات تعطیلی آزمایشگاه‌های شهر تا صبح هیچ مرجعی برای انجام نیست! برای بیماران قلبی تنها به انجام CPK بسنده می‌کنند... به عبارتی هیچ!

تمامی بیماران حادثه دیده به این مرکز اعزام می‌شوند در حالی که در اورژانس دستگاه سونوگرافی پرتابل برای بررسی مایع آزاد وجود ندارد. البته دستگاهی وجود دارد اما آن هم در طی این چند روز خراب بود.

نکته جالب اینکه بیماران نیازمند سونوگرافی اورژانس باید تا تعطیلی مطب پزشکان رادیولوژیست صبر می‌کردند و در صورت تمایل پزشک مربوطه و مراجعه به بیمارستان تحت سونو قرار می‌گرفتند! عمق فاجعه وقتی رسید که برای سونوگرافی آپاندیس، پزشک سونوگرافیست عنوان کرد که بیمار حال خوشی دارد و آپاندیس مورد اورژانسی نیست!

شاید بهمین دلیل است که اکثر افرادی که در این شهر زندگی می‌کنند ترجیح می‌‎دهند که امور درمانی خود را در شهر کرمان پیش برده و تا حد امکان گذرشان به بیمارستان‌های شهر نیفتد. در این مدت دیدم که بسیاری از افراد، بیمار خود را با رضایت شخصی به کرمان انتقال می‌دادند.

این که خواندید قصه روستایی دور افتاده نیست... شاید شرحی بر بسیاری از شهرهای کشورمان باشد که از نظر بهداشتی و درمانی هیچ اولویتی و روی خوشی به آنها نشان داده نشده است.