ساعت به نیمه‌های شب پنج شنبه شب می‌رسید که اورژانس مسمومیت بیمارستان لقمان حکیم تهران از ازدحام بیماران در حال انفجار بود. در این بین چند فامیل نزدیک که به دلیل خوردن حلوای بیرجندی به اورژانس آمده بودن بیشتر از مابقی بیماران جالب توجه می‌کردند. پسر جوانی در بین این افراد بود که عنوان می‌کرد یکی از مشتریانش شیرینی بنام "حلوای بیرجندی" که شیرینی بشکل و شمایل حلوای، به شکل مستطیل و برنگ قهوه‌ای بوده را برای وی آورده که به منزل برده و به افرادی که در خانواده بوده تعارف کرده و ادامه داستان تعدادی فرد مسموم بود که هر کدام وضعیتی منحصر به فرد داشتند:

پسر جوان چشمانش قرمز بود ولیکن کاملا هوشیار که بنظر می‌رسید همه اعضای خانواده را به اورژانس انتقال داده بود. وی از همگی افراد مسموم بیشتر خورده بود!

پدر این جوان روی تخت خوابیده بود. آرام بود و عنوان می‌کرد که مشکلی ندارد.

خواهر مرد جوان که بی‌دلیل می‌خندید!

مادر خانواده که با خود صحبت می‌کرد! زن میان‌سالی بود که به محض برقراری ارتباط، مودبانه جوان می‌داد اما به محض آنکه از وی دور می‌شدم شروع به صحبت با خود و ابراز خجالت و امتناع از خودش می‌کرد. بنظر می‌رسید که دچار توهماتی غریب و تا حدی خجالت بار شده است. به کرات لب خود را گاز می‌گرفت!

علاوه بر این افراد  3 خاله مرد جوان هم حضور داشتند. افرادی که هر کدام یک قطعه از شیرینی را خورده بودند. یکی از آنها فقط می‌خندید و با وجودی که حالات دیگر افراد را می‌دید ولیکن از آن شرایط با خنده یاد می‌کرد. وی می‌گفت که به دلیل آنکه آخرین نفری بوده که خورده و اقدام به استفراغ هم کرده اما انگار حالی متفاوت از معمول خود دارد.

یکی از خواهران این زن سکوت کرده بود. به هیچ وجه صحبت نمی‌کرد. بنظر ترسیده بود. وقتی که از توهمش پرسیدم تنها با حرکت سر تایید کرد.

خواهر دیگری هم در این جمع بود که گریه می‌کرد. وقتی از وی علت را پرسیدم می‌گفت که تا آن دنیا رفته و برگشته!

با توجه به علایم و نشانه‌های موجود بنظر می‌رسد که "کیک خنده" که احتمالا نوع سنتی آن با نام "حلوای بیرجندی" شناخته می‌شود، حاوی حشیش باشد . علایم چشمی همچون قرمزی، توهم‌ و خنده از علایمی که احتمال حشیش را مطرح می‌کند. متاسفانه در شهرهای بزرگ از این نوع کیک‌ها در مراسم و مهمانی‌ها برای مطلوب شدن مراسم استفاده می‌شود.