چقدر اضطراب؟

من پزشک اورژانسی در مناطق جنوبی تهران هستم. مردمانی که در پیرامون این اورژانس زندگی میکنند مردمان پیچیده ای هستند. دلشان پاک است و وقتی میبینند که پرسنل تلاش خود را برای بیمار میکنند حداقل زبان تشکر دارند و فکر نمیکنند که "پولش رو دادیم تشکر دیگه نمیخاد!" اگر مردم میدانستند که آدمهایی که هر روز در این مکان پر از استرس جمع میشوند چه میکشند؟ وقتیکه میبینند آدمی در حال مردن است و یا با تشخیصی نامشخص به خود میپیچید و کم کم دارد به شرایطی میرسد که شاید برگشتی ندارد؛ یا آدمهایی که از جهالت بر هم تیغ و تیزی میکشند تا خشم خود را فروکش کنند چه بر سر این گروه درمانی میآورند تا از شرایط خطر بدر آیند، آنوقت باور میکردند که پولی که میدهند ارزش لحظه از اضطراب و مشغله فکری و قمار بودن و رفتن آدمها را ندارد.

گاهی همین آدمهای مهربان نمیبینند که چند نفر پرستار دارند ده ها بیمار را یکجا رسیدگی میکنند و وقتی که اندکی تاخیر را میبینند با اینکه میبینند کم کاری یا استراحتی بخود نمیدهند باز زبان شکوه باز میکنند.

داد بر سر پرستار میزنند که پزشک کجاست اما زمانیکه پزشک را میبینند دیگر خبری از دادها نیست! دلیل مشخص است داد میزنند تا پزشک را پیدا کنند وقتیکه پزشک آمد دیگر ضرورتی ندارد که برای کاری که برایشان انجام شده تشکری بکنند... بابا!! زبان که خرج ندارد از این مایه بگذارید، باور کنید جای دوری نمیرود. این نسل سوخته که نام پرستار را بر خود میکشند گناهی نکرده اند جز اینکه باید هم از این طرف بخورند هم از آنطرف... پزشک معاینه میکند و با نداشتن امکانات و شلوغی با حداقل زمان باید بدترین احتمالات را رد نماید. بعد هم تعدادی عکس و آزمایش و دارو مینویسد و میرود تا بیمار بعدی را ببیند درحالیکه  بیمار و همراهان انتظار تغییر در شرایط را در کمترین زمان دارند. در این بین تعدد بیماران و نبود امکانات مزید بر علت میشود و آخر سر هم کم حوصلگی و بیقراری بیمار و بستگان و شرایط اورژانسی بیمار جمع میشوند تا یکباره انفجاری در این فضای کوچک و پرازدحام رخ بدهد. همراه بیمار داد میزند و هر نوع دشنامی را که بلد بوده و نبوده را بکار میبرد تا دقایقی معطلی خود را جبران کند. پرستار پرخاشگر شده و توانایی خود را از دست میدهد. ذهن پزشک را درگیر شرایطی میکنند تا دقت و توانایی خود را برای تمرکز در شرایط اورژانسی از دست بدهد... عاقبت کار نه بنفع پزشک و پرسنل درمانی است و نه بنفع بیمار. هرچند بیشترین ضرر عمدتأ بسمت بیمار نگون بخت میرود که نیازمند درمان است و آشوب ناشی از عدم کنترل همراه وی، تمام شرایطی را که میتوانست در عرض چند دقیقه برای وی فراهم آورد به چند 10 دقیقه تغییر میدهد.

بهتر است لحظه ای در کنار این افراد بدون اینکه پیش داوری بکنیم بنشینیم و اندکی به آنها نزدیک شویم؛ ببینیم که از دنیا و آخرت چه نصیبشان میشود که مجبورند برای امرار معاششان با چه اضطراب و استرسی دست و پنجه نرم کنند. باور کنید که اگر 10ها برابر پولی که به پرسنل اورژانس داده شود را به شما بدهند حاضر به تحمل این شغلها نیستید. در تمام دنیا برای پزشکان و پرستاران اورژانس امکاناتی در نظر میگیرند. امکاناتی جهت زندگی بهتر و نزدیک به دیگر افراد جامعه! سن بازنشستگی برای متخصص طب اورژانس در بیشتر کشورهای دنیا 15 سال است. این بدان معناست که بدلیل فشار کاری زیاد لازم است که زودتر بازنشسته شوند. این پزشکان دارای درامدی بالاتر از پزشکان همسطح خود ولیکن در تخصصهای دیگر هستند. این گروه از پزشکان در کنار پرستاران اورژانس دارای امکاناتی خاص و ایجاد تعطیلاتی درخور میباشند تا توانایی بازگشت به کار را داشته باشند و بتوانند در شرایط با استرس کاری بالا جوابگو باشند. هرچند این مقوله ها در ایران رعایت نشده و نه تنها پرسنل اورژانس از امکاناتی خاص برخوردار نیستند بلکه از نظر حقوقی و شرایط کاری بمراتب در فشار هستند.