مادری هراسان به بیمارستان مراجعه کرد. کودکی در آغوش داشت که به هوش نبود. مادر می‌گفت که کودکش از دوچرخه به زمین افتاده و علامتی نداشته تا اینکه پس از ۳ ساعت کم‌کم خواب‌آلوده شده و پس از یک ساعت دیگر بیدار نشده است.

یکی از علل مراجعه بیماران به اورژانس ، ضربه به سر است. ضربه به سر در جامعه شهرنشینی فعلی بروز بالایی دارد. حوادث جاده‌ای، نزاع و سقوط  از جمله علل شایع هستند.

عموم مردم تجربه  ضربه به سر را داشته‌اند. عده‌ای به عنوان بیمار و مابقی  به عنوان همراه کارشان به بیمارستان کشیده و تجربیاتی از آن زمان دارند. باورهای صحیح و غلط در ذهن ما جا گرفته است. عده‌ای معتقد هستند که اگر خون از بینی مصدوم بیاید، فرد ضربه مغزی شده است! و همین افراد وقتیکه میبینند خونی از بینی مصدوم نیامده خدا را شاکر شده و حتی توصیه به استراحت در منزل میکنند! عده‌ای باور دارند که انجام عکسبرداری ساده کافیست و در مقابل عده‌ای هستند که به اصرار تقاضای انجام سی‌تی‌اسکن دارند! اطلاعات ناقص و غیرعلمی ناشی از تجربیات گذشته می‌تواند دردسر زا شود، اما دانستن بعضی از نکات کلیدی نجات‌بخش جان افرادی است که ضربه خورده‌اند و نمی‌دانند که چه باید و نباید انجام دهند.

بمانند همه بیماران حادثه‌دیده باید به ترتیب از باز بودن راه‌های هوایی، تنفس خودبخودی، کنترل خونریزی  اطمینان حاصل کرد. این به این معناست که اگر بیماری به زمین‌خورده و بر حسب اتفاق در حال خوردن چیزی بوده که الآن در دهانش گیر افتاده قبل از آنکه به فکر خونریزی مغزی باشیم باید مراقب باشیم که بیمار خفه نشود.

در آسیب به سر اغلب به دلیل افت هوشیاری معاینه و بررسی ستون فقرات و بالأخص گردن قابل‌اطمینان نیست، لذا در افراد با افت هوشیاری اصل را بر آسیب ستون فقرات بگذارید تا خلافش ثابت شود. این بیماران باید با احتیاط کامل انتقال داده شوند و بر این باور باشیم که آسیب در ستون فقرات دارند تا خلاف آن در بررسی کامل در مرکز درمانی مشخص شود.

اما در پس ضربه به سر چه اتفاقی می‌افتد؟

میدانیم که جمجمه فضایی استخوانی است که محتوی مغز، عروق خون رساننده و مایعی است که حفرات درون مغز را پر می‌کند. اگر یکی از این اجزاء  شروع به افزایش نماید، مانند تورم بافت مغز به دنبال ضربه و یا خونریزی از عروق، در این صورت فشار بر دیگر اجزا بالا می‌رود و اختلال ناشی از فشار غیرطبیعی بروز می‌کند. اما هر ضربه به سر معادل آسیب  به عناصر داخل جمجمه نیست. برای شک به آسیب باید به دنبال علائم و نشانه‌هایی همچون افت هوشیاری و یا خواب‌آلودگی، سردرد، استفراغ، فراموشی، خونریزی از بینی، کبودی دور چشم‌ها و یا در پشت گوش‌ها بود.

کاهش هوشیاری متغیر است و هرچه شدیدتر باشد دال بر عاقبت بدتر برای مصدوم نیست هرچند وقتی هوشیاری بیمار پایین تر باشد اقدام شدیدتر و مراقبت بیشتری برای بیمار اتخاذ می‌شود.

سردرد در این بیماران عمدتأ در تمام سر پخش است و یا با گذر زمان بدتر می‌شود.

استفراغ این بیماران جهنده بوده و بیمار فاقد توانایی کنترل بر آن است.

فراموشی نسبت به حوادث قبل یا بعد از بروز حادثه است. فراموشی صرفأ در لحظه بروز حادثه معمولاً امری طبیعی است. این بیماران معمولاً از اینکه قبل از بروز حادثه مشغول چه کاری بودند و یا پس از بروز حادثه چه کسانی به آن‌ها کمک کردند و یا چگونه به اورژانس منتقل شدند چیزی به یاد نمی‌آورند.

خونریزی از بینی، کبودی دور چشم‌ها و یا در پشت گوش‌ها از علائم شکستگی قاعده جمجمه است، هر چند ممکن است این علائم بروز نکند و یا با تأخیر بروز کند.

زمانی که هر کدام از علائم فوق دیده شود بیمار باید  به اورژانس منتقل شود. اقدام اساسی در این بیماران انجام سی‌تی‌اسکن از سر و بررسی وجود و یا عدم وجود ضایعه در مغز است. البته نبود این علائم دال بر عدم نیاز به بررسی نیست. تعدادی از بیماران بنا بر شرایط جسمی(مسمومیت دارویی) و داروهایی که در حال مصرف (داروهای مستعد کننده به خونریزی مانند وارفارین) هستند با اینکه هیچ علامتی ندارند باز کاندید بررسی تشخیصی هستند.